|
هرکس برحسب فهم ، گمانی دارد .
|
|
|
چقدر قشنگ حرف می زنیم ، چقدر راحت حرف می زنیم ، چقدر بلند حرف می زنیم اصلا... چقدر حرف می زنیم... ! چند شب پیش کتابی رو داشتم می خوندم که صحبت یکی از بزرگان سخت ذهنمو مشغول کرد . و اون این بود : " گاهی اوقات انسان می خواهد مشکلات را گردن کسی بیندازد و گاهی اوقات بر گردن اصل انقلاب ، که در صورت دوم هیچ وقت صریحا مطلب را نمی گوید ، بلکه می گوید خدا ولیش را برساند ! و کار از این حرفها گذشته است . توجه داشته باشید معنای این حرف این می باشد که یعنی انقلاب نمی تواند ، معنای عدم توانایی انقلاب هم این می شود که آمریکا می تواند و به عبارت واضح تر معنایش آن است که در دوران غیبت باید ولایت به دست کفر سپرده شود. این عین همان حرف کوفی هاست که می گفتند ما دلمان با حسین است اما دستمان علیه او می باشد . " پ . ن : حس می کنم یه جوریه !! انگار یه چیزیش کمه یا یه چیزیش زیاده !!! پ . ن بی ربط : چند وقته می ترسم برم طرف کتابای شهید آوینی!
اینجا دانشکده ی کوچک بزرگترین دانشگاه خاورمیانه !! یعنی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی است و این هم گوشه ای از این همه شلوغی!! دانشجویانی که گاهی اوقات از ادعاهاشون سرت می خواد سوت بکشه !! پ . ن : پنج خوان از هفت خوان رو که شش مرحله ای بود گذراندم !!! دو خوان دیگه اش مونده که یکیش دو مرحله ایست!!! گفتم : خواب زیاد اذیتم می کنه ! گفت : اشکالی نداره ! تا می تونی بخواب ! تا جوانی بخواب ! من :... !!!! پ . ن : یاد جمله منصوب به حضرت زهرا ( س ) افتادم : " الناس نیام اذا ماتو انتهبوا " ( مردم خوابند ، هرگاه در کام مرگ فرو رفتند ، بیدار می شوند ) پ . ن : ثانیه... دقیقه... ساعت ... زمان .. زمان... زمان... زمان...! پ . ن : بنشین در بر من و گذر عمر ببین ! پ . ن : مثل مادرایی که بچه هاشون می خوان برن سفر ، بچه رو می گیره بغلشو می گه تو روخدا نرو ! منم دوست دارم زمان رو بگیرم بغلمو بگم توروخدا یواش برو!!!! پ . ن : درس... امتحان... امتحان... امتحان... درس... امتحان... درس... درس... ... ( بقیشو خودتون پرکنید ! ) پ . ن : شهید آوینی : " رزم آوران جبهه جنگ ومبارزان فی سبیل الله را اگر با معیارهای متعارف و عقل روانکاوانه بنگریم ، دیوانگانی بیش نیستند ،حال آنکه حقیقت امر این است که همه ، جز اهل حق ، دچار الیناسیون و از خود بیگانگی هستند ، همه در عوالمی که ساخته ی توهمات دروغینشان است حضور دارند ، جز مومنین و اولیای خدا ، که خود را در محضر خدا یعنی در " جهان واقعی " می بینند . " پ . ن : خواندن کتاب های شهید آوینی برای من این روزها حکم خوردن آب تگرگ داره تو هوای داغ !!! ( چطوری جیگرتو...!!) پ . ن : لا اله الا الله پ . ن : لیلة الرغائب و... ( بهش قول دادم سه تا خرما و یه لیوان شیر و کف دست نون بخورم..!! تو سومین خرما گیر کرده بودم! مونده بودم به قولم وفا کنم یا به بدنم آسیب نرسونم؟!!!) پ . ن : دو تا پیامک برای لیلة الرغائب بهم خیلی چسبید : 1. خدایا : ببخش به خاطر همه ی درهایی که زدیم و هیچکدام خانه تو نبود...! 2. امشب رحمت دوست جاریست... مانند رود... نه مانند باران... (سوال من : چرااااا ؟؟ ) اگردلت لرزید... بغضت ترکید... کسی اینجا محتاج دعاست... 3. التماس دعا پ . ن : این روزها چیزی جز یکسری مناسبات و سنت های مزخرف نمی تونه اذیتم کنه ! پ . ن : العلم حجاب الاکبر...
پ . ن : وقتی دیدمش ، پر از حس دوران کودکی شدم...
شاید کمی یا بیشتر! دیر باشد برای آنچه که در ذهن است اما وقتی فیلمی از پرده های سینما به پایین کشیده می شود با تمام تحلیل ها و حاشیه هایش به حافظه ی تاریخی مخاطبان فرستاده می شود . در آغاز سال ، سینمای کشور رنگ و بوی جنجالی و پر رونقی رو به خود گرفت ؛ دو فیلمی که بنا به اذعان دیگران رقیب بودند سعی کردند مخاطبان خاص خود را به سینما بکشانند و عده ای هم فقط صرف رصد کردن ماجرا و به قولی در بین این دو طیف قرار داشتند . " فیلم جدایی نادر از سیمین " و " اخراجی های 3 " که چند روزی است از مدت اکرانشان گذشته ، توانستد گیشه های سینما را رونق بخشند و برای مدتی مردم را سرگرم و یا شاید... بکنند . در مدت زمانی که این دو فیلم بر روی پرده های سینما خودنمایی می کرد ، هر فرد و سایت و روزنامه و مجله و ... حقیقی و حقوقی سعی می کرد با اظهار نظر درباره این فیلم ها و مقایسه ی آن دو با هم ، خود نیز خودنمایی کند ! هرکس بنا به نگرش و آرمان و دغدغه ای که داشت یک فیلم را خوب ، فاخر و دیگری را بد و غیر فاخر معرفی و سعی می کرد با ادله های مخصوص به خود عده ای را باخود همراه کند . دراین مدت با برخوردهای متفاوت ، پرسشگر و گاهی تعجب برانگیز مواجه شدم . به عبارتی می توان افرادی را که هر دوفیلم را تماشا کردند به دسته جاتی تقسیم کرد : 1. افرادی که در یک پارادایم مشخص و تعریف شده ای نفس می کشند و سعی می کردند با توجه به آرمان هایشان و شاید دغدغه ای که دارند یکی را خوب و دیگری را بد بدانند لذا بیشتر به محتوا توجه داشتند تا به ساخت خوب و هنری بودن فیلم . 2. عده ای بدون آنکه آرمانی در ذهن داشته باشند یا بخواهند با توجه به دغدغه شان فیلم را ببینند فقط از منظر هنر و ساخت فیلم نگاه می کرند یا به عبارتی از منظر تکنیک و تخصص . 3. عده ای هم ، دنبال محتوای خوب وهم دنبال ساخت خوب بودند ( یعنی محتوای بدون آرمان! دید وسیع نداشته باشند و فقط چند قدم آن طرف تر را ببینند ! ) 4. افرادی هم دنبال محتوای آرمانی و نزدیک شدن به آنچه در ذهن و هدفشان است و هم دنبال فیلم خوش ساخت بودند. ( حالا نمی دونم به مقصود رسیدند یا نه ! ) در این بین از همه مهم تر و جالب تر برای من ، قضاوت هایی بود که از دور و اطرافم می شنیدم ؛عده ای سعی می کردند از در انصاف وارد شوند و نظر دهند و عده ای هم یا سیاه سیاه می دیدند یا سفید سفید ! و اما من ... هنوز برایم یکی از این دو فیلم سوال است و نمی توانم برای خود پرونده اش راببندم . پرونده ای که تا اطلاع ثانوی باز است ! تا اومد شروع کنه ، همه علیه ش شوریدیم ! برای اولین بار تو تاکسی ! ما بیشمار بودیم !!! خوشحالم! پ . ن : دوست داشتم امروز به آدمایی که از بارون فرار می کردن می گفتم : بابا ! بذار خدا صورتتو نوازش کنه ! |
Ðe$igNER
мюzhgай |